برند در ایران، داریم یا نداریم؟

استاد سینا قربانلو (مترجم کتاب مدیریت راهبردی، نام تجاری اثر ژان نوئل کاپفرر): پس از بررسی های مداوم، این نتیجه به دست آمد که به رغم آنچه اکثراً فکر می کنند نام تجاری به معنای �هویت� و نه �تصویر� است. هویت همچون اثر انگشت و دی ان ای انسان، امر
منحصر به فردی است. نام تجاری حامل رمز ژنتیکی نهفته در خود است. بنابراین اگر بخواهیم مفهوم نام تجاری را بررسی کنیم باید درابتدا تعریفی مناسب از هویت ارائه دهیم.
دکتر کامبیز حیدرزاده (عضو کمیته علمی دومین و سومین کنفرانس بین المللی برند): درباره ترجمه واژ ه ها، بهتر است Brand را نام و نشان تجاری، Brand name را علامت تجاری، Brand mark را نشانه تجاری و
Trad mark را علامت تجاری بدانیم. به عبارتی بخش قابل تلفظ برند، Brand name است. بخش غیرقابل تلفظ آن که شامل اجزایی مانند طرح، شکل و رنگ است Brand mark و چنانچه برند خود را ثبت قانونی کنیم Trad mark نامیده می شود. از مجموع Brand name و Brand mark، Brand به دست می آید که بهتر است آن را �نام و نشان تجاری� بنامیم.
دکتر جواد نوفرستی(مدیر تحلیل بازار گروه صنعتی بوتان): برند آن چیزی نیست که مدیران شرکت ها فکر می کنند که هستند یا دوست دارند که باشند بلکه �برند� برداشت و تصوری است که مشتریان و جامعه از نام شرکت و محصول آن دارند و این همان جوهره، ماهیت و هویت یک برند از دید مشتری است.

ادامه نوشته

برون سپاري ,تصمیمات استراتژیک,بنگاههای موفق

شركت كنندگان در ميزگرد

ژوزف بهنامي: كارشناسي ارشد فناوري اطلاعات، داراي 30 سال سابقه، مدير توسعه محصول سازمان مديريت صنعتي.

خسرو سلجوقي: داراي درجه كارشناسي ارشد، عضو هيات علمي سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور، معاون فني دبيرخانه شوراي عالي اطلاع‌رساني.

حسن سياه مكون: كارشناسي ارشد مديريت، مدير و مجري پروژه هاي مختلف، داراي سوابق مديريتي و آموزشي، رئيس هيات مديره شركت كاين.

فرامرز شاه محمدي: كارشناسي مهندسي مكانيك، دكتراي مديريت صنعتي، مدير پروژه هاي مشاوره اي، مؤلف و مترجم بيش از 10 عنوان كتاب و مقاله، مدرس و مشاور ارشد سازمان مديريت صنعتي.

پرويز ناصري طاهري: كارشناسي ارشد مهندسي صنايع، مديرعامل شركت تحقيقات و توسعه صادرات نرم افزار ثناراي.

اشاره

ايجاد آمادگي براي واكنش سريعتر در بهره گيري از فرصتهاي زودگذر و كم ثبات، يكي از چالشهاي اساسي سازمانها و بنگاهها در عصر حاضر است. درواقع سازمانهاي امـــــروز براي استفاده از اين گونه فرصتها ناگزير به ايجاد ساختاري منعطف و نيز بهره مندي بيشتر از امكانات گسترده بيرون از سازمانها هستند.
حركت از جامعه صنعتي به سوي جامعه اطلاعاتي، از اقتصاد ملي به سمت اقتصاد جهاني، از تمركزگرايي به تمركززدايي و بالاخره از ساختار سلسله مراتبي به سوي نظام شبكه‌اي از نشانه‌هاي آشكار روند تحولات اساسي در محيط عصــــر امروز است كه بي‌‌ شك پاسخگويي به آنها نيازمند راه حل ها و راهكارهايي جديد مي باشد.
يكي از اين راه حل ها برون سپاري (OUT SOURCING) است كه هر روز دامنه وسيعتري به خود مي گيرد، به طوري كه نه تنها دولتها بلكه بخش خصوصي كشورها نيز از اين رويكرد استقبال گرمي به عمل آورده اند. باتوجه به نقش عمده برون سپاري در توسعه و ارتقاي مهارتها و بازارهاي مختلف، پيش بيني مراكز علمي و آماري معتبر حاكي است كه در سال جاري ميلادي حجم بازار برون سپاري جهاني به يك تريليون دلار خواهد رسيد.
نظر به اهميت اين مقوله و ضرورت آگاهي مديران و دست اندركاران بنگاهها با كم و كيف و محاسن و مشكلات آن، چندي پيش همايش مشتركي با تلاش و همكاري سازمان مديريت صنعتي و شركت ثناراي در تهران برگزار شد كه طي آن صاحبنظران، مديران، مشاوران و كارشناسان طي سخناني ضمن برشمردن واقعيت هاي موجود در عرصه برون سپاري و بيان محاسن و چالشهاي آن به انتقال تجارب خود و كشورهاي مختلف در اين زمينه پرداخته و بر ضرورت اجراي آن برپايه رعايت مباني علمي و رويكرد استراتژيك تاكيد كردند. در پايان اين همايش، ميزگردي با حضور چندتن از مديران، و مشاوران برگزار شد كه طي آن اهميت اجراي منطقي و علمي و توسعه دامنه آن در سازمانها و بنگاههاي كشور موردتاكيد جدي قرار گرفت.
تدبير براساس رسالت مديريتي و فرهنگي خود درجهت ارتقاي سطح آگاهي خوانندگان بويژه مديران بنگاهها نسبت به مباحث مديريتي روز، اين بار تصميم گرفته است كه باتوجه به صفحات محدود بخش ميزگرد، ضمن درج اظهارات شركت كنندگان در ميزگرد، چكيده اي از بيانات چندتن از سخنرانان همايش را در حاشيه ميزگرد به چاپ برساند.
در پايان با آرزوي سالي خوش و سرشار از اميد و كاميابي و با اميد به اينكه انتشار چنين ميزگردهايي در برنامه هاي چشم انداز بنگاههاي ما موثر واقع شود، درپي گزارش ميزگرد و مطالب حاشيه آن را ازنظر مي گذرانيم.

 

ادامه نوشته

تاثير هوش عاطفی بر تصمیم گیری مدیران

چكيده

بسياري از مديران تمايل دارند سختگير باشند و قادر نيستند رابطه خوبي با كاركنان برقرار سازند. آنها نمي توانند در محيط كسب و كار، فرهنگ سازماني، فرايند كاري و فناوري تغيير ايجاد كنند. اين مديران به رغم داشتن دانش فني خوب، نمي توانند مديران موفقي باشند. مديران اثربخش مديراني هستند كه به خوبي از قابليتهاي عاطفي خود بهره مي گيرند و رابطه اثربخش و سازنده برقرار مي كنند. در واقع، مديران موفق تأكيد بر ارتقاي هوش عاطفي و پرورش قابليتهاي عاطفي دارند. اين مهم نشان دهنده اهميت هوش عاطفي و كاربرد آن در سازمانهاست.

 

دكترمحمد علي بابايي
نونا مومني

ادامه نوشته